دسته بندی: اقتصاد
موضوع: چالش های اصلی پیشرفت اقتصادی ایران
تعداد صفحات: 11
این مطلب در مورد چالش های اصلی پیشرفت اقتصادی ایران و در 11 صفحه می باشد و در آن به اقتصاد ایران و چالش های پیشرفت آن پرداخته شده است و در ادامه مطلب قسمتی از متن آورده شده است:
پیشرفت در بُعد اقتصادی، لازمه بقا و شکوفایی یک نظام اجتماعی و سیاسی است. پیشرفت اقتصادی با شاخص های متعددی سنجیده می شود. رشد تولید سرانه در جامعه، نرخ بیکاری، نرخ تورم، توزیع درآمد بین آحاد جامعه، متوسط میزان تحصیلات نیروی کار، دسترسی به خدمات آموزشی و بهداشتی، امید به زندگی، میزان تولیدات فرهنگی، تامین زندگی در زمان بازنشستگی و بیکاری از جمله شاخص های پیشرفت اقتصادی است.
چنانچه مبانی فکری و ذهنی جامعه برای پیشرفت اقتصادی درست باشد، نظام اجتماعی و سیاسی دولت را زمینه ساز و خدمتگزار توسعه و نه عامل آن بدانند، قوه قضائیه کشور با اولویت و به طور عالمانه و عادلانه مسائل و چالش های حقوقی توسعه را حل و فصل و احقاق حق کند و بالاخره زمانی که سرمایه گذاران و کارآفرینان از احترام در جامعه برخوردار باشند، آنگاه نمودهای عینی مهمی در جامعه قابل ملاحظه است
- 1 مقدمه
پیشرفت در بُعد اقتصادی، لازمه بقا و شکوفایی یک نظام اجتماعی و سیاسی است. پیشرفت اقتصادی با شاخص های متعددی سنجیده می شود. رشد تولید سرانه در جامعه، نرخ بیکاری، نرخ تورم، توزیع درآمد بین آحاد جامعه، متوسط میزان تحصیلات نیروی کار، دسترسی به خدمات آموزشی و بهداشتی، امید به زندگی، میزان تولیدات فرهنگی، تامین زندگی در زمان بازنشستگی و بیکاری از جمله شاخص های پیشرفت اقتصادی است.
در دنیای امروز که ارتباطات، گسترده و سریع شده است، جوامع مختلف از اوضاع همدیگر مطلعند. پیشرفت اقتصادی بیشتر در یک جامعه نسبت به جوامع دیگر نشان از توانمندی بیشتر نظام اجتماعی، سیاسی و اقتصادی در بهبود وضع مردم آن جامعه دارد.
پیشرفت اقتصادی موجب اعتماد به نفس جامعه و افراد آن می شود. پیشرفت اقتصادی موجب حفظ سرمایه های انسانی و جلوگیری از فرار مغزها و حتی جذب مغزهای خارج از کشور شده و سرمایه های انسانی جامعه را تقویت می کند که خود موجب پیشرفت بیشتر جامعه می شوند.
پیشرفت اقتصادی باعث افزایش توان مادی جامعه برای تقویت توان دفاعی، تقویت منابع مادی و انسانی برای پیشرفت فرهنگی و فکری جامعه می شود. پیشرفت اقتصادی موجب بهبود شرایط زندگی خانواده ها و زمینه ساز تقویت بنیاد خانواده و کاهش فسادهای اخلاقی و مالی می شود.
با توجه به اهمیت پیشرفت اقتصادی، یکی از دغدغه های مهم جامعه و مدیران آن به ناچار و به درستی پیشرفت اقتصادی است.
برخی از ابعاد مهم در چشم انداز 20 ساله کشور، مربوط به شاخص های پیشرفت اقتصادی است؛ به طوری که جایگاه ایران به مقام نخست در منطقه برسد.
بسیاری از تذکرات، توصیه ها و نصایحی که در تریبون های عمومی مطرح می شود، مربوط به معیشت مردم و عملکرد جامعه در حوزه پیشرفت اقتصادی است. با توجه به نرخ بالای تورم و بیکاری و نرخ رشد ناچیز اقتصادی در شرایط فعلی می توان گفت که در بیشتر سال های دهه گذشته پیشرفت اقتصادی کشور با آنچه می تواند مطلوب باشد فاصله زیادی داشته است.
چنین شرایطی بالطبع این سوال مهم را مطرح می کند که چالش های پیشرفت اقتصادی کشور کدامند؟
پاسخ به این سوال و ریشه های آن را می توان در پیشینه تاریخی، ساختار سیاسی یا فرهنگی جست وجو کرد و آثار آن ریشه ها را در حوزه پیشرفت اقتصادی تحلیل نمود و همچنین اثر پیشرفت یا عدم پیشرفت اقتصادی را نیز بر علل ریشه ای در حوزه های تاریخی، سیاسی، و فرهنگی بررسی کرد.
ولی محدوده این نوشتار بررسی چالش هایی است که مستقیما پیشرفت اقتصادی را محدود می کند بدون آنکه به جست وجوی عمیق تر ریشه این چالش ها در حوزه های تاریخی، سیاسی و اجتماعی بپردازد.
در حوزه اقتصاد، چالش های اصلی پیشرفت را می توان در دو لایه طبقه بندی کرد:
لایه اول مبانی ذهنی و فکری، و لایه دوم نمودهای مهم لایه ذهنی و فکری است.
از منظر آنچه در پی خواهد آمد، چالش های پیشرفت اقتصادی ایران تورم، بیکاری، توزیع درآمد، کمبود سرمایه گذاری نیست. همه این نشانه ها و عوارض، ناشی از چالش های ذهنی و فکری در حوزه پیشرفت اقتصادی است. اینکه در اقتصاد چگونه باید تورم را کنترل کرد، دیگر مساله حل نشده ای نیست. تورم در حدود 150 کشور جهان، براساس گزارش بانک جهانی در سال 2011 ، زیر 8 درصد است. بیش از 150 کشور توانسته اند تورم را مهار و مدیریت کنند. یا مشکل افزایش سرمایه گذاری و کاهش بیکاری در بسیاری از کشورهای در حال توسعه یا تازه توسعه یافته موفق نظیر کره جنوبی، برزیل، چین و ترکیه حل شده است. آنچه مهم است و باید حل شود مبانی ذهنی و فکری است که بستر تنظیم و اعمال راه حل مشکلات بالا را میسر می سازد.
- 2 مبانی ذهنی و فکری در پیشرفت اقتصادی
چهار چالش عمده فکری و ذهنی وجود دارد که می تواند زمینه ساز پیشرفت اقتصادی یا مانع آن باشد.
- 2- 1 ذهنیت توسعه گرا:
برای پیشرفت اقتصادی باید ذهنیت مدیران ارشد جامعه یک ذهنیت توسعه گرا باشد. در یک ذهنیت توسعه گرا، توسعه و پیشرفت اقتصادی از اولویت و اهمیت زیادی برخوردار است. در ذهنیت توسعه گرا مسائل و چالش های پیشرفت اقتصادی در رأس مسائل مورد توجه قرار می گیرد و حل و فصل می شود. در ذهنیت توسعه گرا، چنانچه آهنگ رشد و توسعه در یک منطقه، نظیر عسلویه، کند شود، فورا علل آن مورد شناسایی قرار گرفته و رفع می شود. در یک ذهنیت توسعه گرا، اولین مسائلی که مورد بررسی قرار گرفته و حل و فصل می شود، مسائل فراروی پیشرفت اقتصادی است. به عنوان یک ناظر بر صحنه های مدیریت کشور، نویسنده نشانه هایی از ذهنیت توسعه گرا در مدیریت اجرایی کشور ملاحظه نمی کند. به نظر می رسد که چالش های سیاسی، امنیتی و روابط منطقه ای و بین المللی فارغ از آثار توسعه ای آن از اولویت و اهمیت بیشتری برخوردار است.
- 2- 2 ذهنیت در مورد نقش دولت:
دولت ها می توانند نقش تعیین کننده، مثبت یا منفی و بازدارنده، در پیشرفت اقتصادی ایفا کنند. نقش دولت ها حاصل ذهنیت مدیران ارشد در مورد نقش دولت است. یک ذهنیت، دولت را عامل توسعه و پیشرفت می داند. براساس این ذهنیت برای پیشرفت دولت طرح های عمرانی و سرمایه گذاری انجام می دهد. برای نشان دادن پیشرفت بیشتر، تعداد طرح های انجام شده یا افتتاح شده توسط دولت باید افزایش یابد. تعداد سد ها، ورزشگاه ها و کارخانه های احداث و افتتاح شده توسط دولت آمار پیشرفت را نشان می دهد. اما در ذهنیت دیگر دولت را خدمتگزار و زمینه ساز توسعه می دانند. در این ذهنیت نقش دولت زمینه سازی برای فعالیت مردم در پیشرفت اقتصادی کشور است. در این ذهنیت دولت در خدمت عاملین پیشرفت اقتصادی قرار می گیرد و نه آنکه خود مستقیما عامل توسعه باشد. بر اساس این ذهنیت دولت فقط در زمینه احداث امکانات زیربنایی فیزیکی مانند احداث شبکه راه ها و بنادر و ارائه خدمات زیربنایی مانند آموزش و بهداشت و امنیت فعالیت می کند و سیاست های مالی، پولی و واردات و صادرات و روابط بین الملل را در جهت تسهیل توسعه و پیشرفت تنظیم می کند. براساس این ذهنیت بیشترین سعی دولت به میدان کشیدن ظرفیت ها و توانایی موجود در مردم در عرصه پیشرفت اقتصادی است. در صورت فعال شدن استعدادها و توانایی های مردم در عرصه پیشرفت اقتصادی و زمینه سازی و حمایت دولت از آنها، پیشرفت شتاب گرفته و جامعه با همه توان و ظرفیت خود و نه فقط توان محدود دولت به پیش می رود.
- 2- 3 قوه قضائیه توسعه گرا:
پیشرفت اقتصادی مستلزم وجود یک بستر حقوقی و قضایی مناسب است که بتواند با سرعت و دقت مسائل و اختلافات حقوقی در حوزه اقتصادی را حل و فصل و احقاق حق نماید. در فعالیت هایی که برای پیشرفت انجام می شود، اختلافاتی بین فعالان اقتصادی به وجود می آید. ممکن است برخی به حقوق اقتصادی دیگران تجاوز کنند. در چنین حالاتی وجود یک قوه قضائیه کارآمد با قضاتی عالم و مسلط و عادل که با سرعت مسائل را رسیدگی و احقاق حق نمایند بسیار ضروری است. قوه قضائیه توسعه گرا، قوه ای است که با اولویت و تسلط و با سلامت و سرعت مسائل قضایی در حوزه پیشرفت اقتصادی را رسیدگی و قضاوت نماید و از قضات عالم و مسلط به دعاوی اقتصادی برخوردار است. با وجود یک قوه قضاییه توسعه گرا، امنیت خاطر مردم برای فعالیت در عرصه پیشرفت اقتصادی فراهم می شود؛ اصطکاک ها و درگیری های حقوقی که موجب هدر رفتن وقت و انرژی فعالان اقتصادی می شود کاهش می یابد؛ تعرض به حقوق دیگران در عرصه اقتصادی توسط متجاوزان کاهش می یابد چون متجاوزان به حقوق دیگران درمی یابند که به تجاوز آنها سریعا رسیدگی شده و مجازات می شوند و لذا تجاوز به حقوق دیگران و ایجاد درگیری و اصطکاک کاهش می یابد. در یک قوه قضائیه که توسعه گرا نباشد، رسیدگی به دعاوی اقتصادی اولویت کمتری دارد. مسائل دیگری نظیر مسائل سیاسی و اجتماعی اولویت اول را دارد و قضات کمی تسلط، تجربه و مهارت رسیدگی به دعاوی اقتصادی دارند.
- 2- 4 ذهنیت مثبت مردم نسبت به سرمایه گذاران و کارآفرینان:
عامل چهارم ذهنی و فکری که زیربنای پیشرفت اقتصادی را می سازد، ذهنیت جامعه نسبت به سرمایه گذاران و کارآفرینان است. البته ذهنیت جامعه خود متاثر از ذهنیت مدیران ارشد، ذهنیت نسبت به دولت و وجود یک قوه قضائیه توسعه گرا است. ولی در یک زیربنای فکری و ذهنی مناسب برای پیشرفت، جامعه با دید مثبت و احترام آمیز به سرمایه گذاران و کارآفرینان عرصه پیشرفت، نگاه می کند. سرمایه گذاران و کارآفرینان برای پیشرفت، افراد کلیدی و باارزشی هستند که باید جامعه نیز به آنها با دیده تحسین و احترام نگاه کند تا افراد و استعدادهای بیشتری به سمت کارآفرینی و سرمایه گذاری روی آورند و اگر ذهنیت جامعه نسبت به سرمایه گذاران و کارآفرینان منفی باشد، اگر به آنها به عنوان افراد سودجو و فرصت طلب یا حتی تضییع کنندگان حق دیگران نگاه کنند، در آن صورت سرمایه گذاری و کارآفرینی رونق نمی گیرد و آهنگ پیشرفت جامعه کند می شود. در ایجاد یک ذهنیت مثبت نسبت به سرمایه گذاران و کارآفرینان عرصه پیشرفت اقتصادی، مدیران سیاسی و فرهنگی جامعه می توانند نقش مؤثری ایفا کنند. نقش موثر و مثبت مدیران زمانی بروز پیدا می کند که ذهنیت آنها توسعه گرا باشد و دولت خدمتگزار و زمینه ساز توسعه باشد و نه عامل مستقیم آن.
- 3 نمودهای مبانی ذهنی و فکری در عرصه پیشرفت اقتصادی
مبانی ذهنی و فکری که در قسمت قبل تشریح شد، نمودهایی در عرصه پیشرفت اقتصادی از خود بروز می دهند که بر پیشرفت اثر مستقیم خواهد داشت. در این قسمت سه نمود مهم از نمودهای ممکن ارائه می شود.
- 3- 1 اقتصاد شفاف و رقابتی مبتنی بر بازار: